- تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 13:40
دلم نمیخواد ناراحتیامو از یه ادم به خصوص اینجا بنویسم این وبلاگ برای تکسام و روزمرگی جایی ندارهولی دلم میخواد اینو واسه خودم بنویسم شاید بعدا پاکش کنماینکه همدیگرو بخاطر اذیتایی که میکنیم تحمل کنیم اسمش دوست داشتن نیستدوست داشتن واقعی نباید باعث بشه اذیت بشیهمونطوری که اعداد منفی توی بطن اعداد طبیعی...
رخ دیوانه - تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 13:40
تا باز شدند چشمام، آغاز شدند غم هاتا بوده رو به ما، بستست همه درهااین بازی بی پایان، این جنگ بی انجامحقم بیش از این بود، اما هنوز اینجام#  کاوه 2023/1/20 | 4:9 PM | Moha a Adblock test (Why?)
بعد از پنج ماه - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 1:22
اتفاقات خيلي زيادي افتاد تو اين مدتهم تلخ هم شيرين-يه چيزايي تو زندگيت اتفاق ميوفتن كه بعدا دليلشو ميفهمياميدوارم همه چي خوب پيش بره
Stronger - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 14:15
بهتره اينو تو مغزت فرو كنيپسرا خيلي پستنو اگ قرار ب ضربه زدن باشهمن پيش قدم ميشماينو مطمئن باش
عارامش لازم - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 14:15
كاش ميشد چن تا مسكن با هم بندازم بالا
گلِ من - خلسه - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 14:15
نذار توي دلت سردي بشينه گل من نذار اشكاتو هركي ببينه گل من نذار اينا واست نقش بازي كنن گل من -چار سال پيش:))
شنونده - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
يه زماني شنونده و خوبي بودم ولي الان به حرفاي خودمم بزور گوش ميدم
١٥آذر-يادت نره - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
كلاب خريد رفتيم زير بارون بخوريم داشتم سگ لرزه ميزدم ولي خب حال ميداد گفت سال ديگه همين موقع، ١٥آذر، هرجا كه بوديم، ميايم پيش هم دوباره كلاب ميخوريم:) دوسِت دارم عوضي*-*
ميگذره - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
اين روزا ميگذره و اما رفتاراي عادما تا هميشه تو ذهنت ميمونه
خاطره - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
فقط اون موقع كه داري غرق ميشي تو خاطرات ولي دست و پا نميزني واسه نجات دادن خودت
يه جا خونده بودم - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
يه نشدناييم هست كه ميگي چه خوب شد كه نشد
I'll be change - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
من تونستم جوري عوض بشم كه دهن همه از تعجب باز بمونه پس بازم ميتونم اين بار جوري انجامش ميدم كه حتي شك كنن اين منم
شوخ - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
خيلي وختا عادما كاري بات ميكنن كه حتي اگه بخواي دوباره شوخ باشيَم، نميتوني
رفيق تنهايي - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
تو ديگر رفيق و تنهايي و هاي من نيستي ديگر دلم نميخواهد وجودت تنهايي هايم را پُر كند اين روزها تنها به يك چيز فكر ميكنم اينكه تو چقدر مشمئزكننده هستي